Thursday February 23 2012
  04 اسفند 1390 ساعت 03:36
 

آخرین اخبار

 
غزل بقیع
نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
کد خبر:BAGI - 1055     تاريخ انتشار:03 آذر 1390 ساعت 17:10      تعداد بازديد:124
دارم اميد آنکه در محشر پناهم مي دهد
سايه ديوار اين آشفته حالي ها، بقيع
غربت آباد ديار آشنايي ها، بقيع
همدم ديرينه غمهاي ناپيدا، بقيع


درتو حتي لحظه ها هم بيقراري مي کنند
اي تمام واژه هاي اشک را معنا، بقيع


در تو، خون ديده ها دريا شد و صاحبدلان
جرعه جرعه عشق نوشيدند ازاين دريا، بقيع!


سنگفرش کوچه هايت داغهاي سينه سوز
شمع فانوس نگاهت چشم خون پالا، بقيع


تو بلور روشنايي هاي شهر يثربي
چون نگيني مانده در انگشتر بطحا، بقيع


همصدا با قرنها مظلومي آل رسول
حنجري کو؟ تا در اين غربت کند آوا، بقيع


وسعت تنهايي ات دل هاي ما را مي برد،
تا خدا، تا عشق، تا تنهايي مولا، بقيع


قصه مظلومي اش را با توگفت، آنشب که داشت 
در گلو، بغض غريب ماتم زهرا، بقيع


در هجوم تيرگي ها، در شب سرد سکوت
حسرتي مي برد خورشيد جهان آرا، بقيع


اي مزار هر چه خورشيد از ديار روشني
اي شکوه نور در آئينه غبرا، بقيع 

کاش چشمي بود و اشکي، اشتياق مويه اي
با تو مي مانديم تا موعود، تا فردا، بقيع

اي بهشت آرزو، گم کرده دلهاي پاک
اي زيارتگاه يک عالم دل شيدا، بقيع


سيل اشک عاشقان بگذار تا دريا شود
چشمه اي از چشم جان بيدلان بگشا، بقيع


دارم اميد آنکه در محشر پناهم مي دهد
سايه ديوار اين آشفته حالي ها، بقيع

نوشتن نظر
نام:
یادداشت

آگاه سازی شما در صورت ثبت یادداشت جدید توسط ایمیل




  اولین یادداشت برای این مطلب
 
 
کد خبر:BAGI - 27     تاريخ انتشار:      تعداد بازديد:

bahreyn.gif
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثارمقام معظم رهبری











پایگاه خبری 598

 
 
             
ذکر و نقل مطالب تنها به نقل از پایگاه بقیع مجاز است
'طراحی و اجرا : تسنیم دیزاین'